تبليغاتX
بهترین خواهرهای دنیا
زیبا و زهرا ،بهترین خواهرهای دنیا ، همه ی عشق مامان ضحی هستند...
 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر همگان مبارک باد


 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:15 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر همگان مبارک باد


 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 11:15 توسط ..::زیبا و زهرا::..

در غم یاس

 

 در غم یاس

 

3جمادی الثانی پرپر شدن یاس بوستان رسول، بانوی عفاف و عصمت، حضرت زهرای بتول علیهاالسلام را تسلیت می گوییم.

آفتاب: زهرا عصاره عصمت است.
 زهرا، آیینه پاکی است.
 زهرا زلال کوثر است.
 ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند.
 برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت.
 تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...


فرياد مظلوميت:
زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است. 

مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است. 

- ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله علیها) با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)» 

- كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود. 

اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود. 

- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود. 

- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد. 

بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (سلام الله علیها)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم. 

بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار بر من گران نيايد. از پدرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت در حالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود. 

اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است. 

در موردى ديگر حضرت زهرا (سلام الله علیها) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود. زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است. 

- ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد.
تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: «مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»
آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و مکرراً از شدت غصه از حال مى رفت. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.
اين چنين بود كه زهراى اطهر (سلام الله علیها) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.
حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر (صلی الله علیه و آله) حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...
به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما اصرار مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...

و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...
كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند» و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت على اميرالمؤمنين عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زير پا نهادن دين خدا بود، درآمد.
باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت را گم نكنيم.


جلوه ايثار: 
و يطعمون الطعام على حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً انما نطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاءا و لا شكورا (سوره دهر آيه 8 و 9)

«و بر دوستى او (خدا) به فقير و طفل و يتيم و اسير طعام مى‏دهند و گويند ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‏دهيم و از شما هيچ پاداشى و سپاسى هم نمى‏طلبيم‏».

زمخشرى يكى از مفسرين بزرگ اسلام، در تفسير الكشاف به نقل از ابن عباس چنين گويد (تفسير الكشاف ج 4 ص 197 ): حسن و حسين (عليه السلام) بيمار شدند پيامبر (صلی الله علیه و آله) به همراه گروهى از آنان عيادت نمود و به على (عليه السلام) فرمود: چه خوب است‏براى شفاى فرزندانت نذرى كنى.

آنگاه على و فاطمه (عليهما السلام) و فضه نذر كردند كه اگر حسن و حسين عليه السلام بهبود يافتند سه روز روزه بگيرند هنگامى كه آن دو بزرگوار سلامتى خود را باز يافتند در خانه چيزى براى افطار وجود نداشت، از اين رو على (عليه السلام) سه صاع (هر صاع چهار مد و تقريبا يك من تبريز يا 3 كيلوگرم است) جو وام گرفت و به روايتى دیگر حضرت زهرا (عليها السلام) در خانه پشم ريسيد و سه صاع جو مزد گرفت (تفسير البرهان ج 4 ص 412).

فاطمه (عليها السلام) جو را دستاس نمود و با يك صاع آن براى هر يك از افراد خانواده قرص نان جوينى پخت و بر سر سفره افطار نهاد. هنگامى كه آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام و درود خدا بر شما اى خاندان محمد (صلی الله علیه و آله)! مسكينى از مساكين مسلمينم به من غذا دهيد، خداوند شما را از غذاهاى بهشتى نصيب فرمايد، خاندان وحى نان افطار خود را ايثار كردند و فضه نيز از آنان متابعت كرد. آن شب را با آب افطار كردند و شب را بدون غذا بسر آوردند.

فرداى آن شب نيز روزه گرفتند و چون شب فرا رسيد، نان افطارشان در سفره نهاده شد، يتيمى بر در خانه آمد و باز به همان ترتيب همگى غذاى خود را به آن يتيم ايثار كردند. و آن شب نيز با آب افطار كرده و خود گرسته ماندند. روز سوم را هم روزه گرفتند و هنگام افطار اسيرى تقاضاى كمك كرد و براى بار سوم آنچه در سفره بود به آن اسير ايثار شد.

صبح روز چهارم على (عليهالسلام) دست دو فرزند خود را گرفته و آنان را نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) برد پيامبر (صلى الله عليه و آله) حسن و حسين عليه السلام را ديد كه از گرسنگى چون مرغكانى مى‏لرزيدند، سپس از جا برخاست و به همراه آنان به خانه حضرت زهرا عليه السلام رفت، ديد فاطمه (سلام الله علیها) در محراب به عبادت مشغول است در حالى كه كه از شدت گرسنگى چشمانش در گودى نشسته است. منظره تأثر آورى بود. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) افسرده خاطر شد، در آن هنگام جبرئيل فرود آمد و عرض كرد: اين هديه را بگير خداى تعالى به داشتن چنين اهل بيتى به تو تهنيت گفته است. پس سوره «هل اتى‏» را بر پيامبر (ص) خواند. (تفسير البرهان ج 4 ص 412- الميزان ج 20 ص 132).


حديث عبادت زهرا (سلام الله علیها):
قصه نيايش زهرا (سلام الله علیها) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش چند حديث زيبا از زبان حضرات معصومين (عليهم السلام) در ترسم سيماى عبادى فاطمه (سلام الله علیها) تقديم مى‏شود. 

سالت عن ابا عبدالله (عليه السلام) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نور الكواكب لاهل الارض. علل الشرايع، ج 1: ص 215.

راوى مى‏گويد از حضرت صادق (عليه السلام) علت نامگذارى حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مى‏ايستاد، فروغ نورش براى ساكنان آسمان مى‏درخشيد، همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مى‏درخشد. 

قال موسى بن‏ جعفر (عليه السلام):
كانت فاطمة (سلام الله علیها) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله (صلی الله علیه و آله) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرايع، ج 1:216.

حضرت موسى بن‏ جعفر از پدرانش نقل مى‏كند: هرگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) دعا مى‏كرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد و براى خود دعا نمى‏كرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏كنيد، اما براى خودتان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه. 

قال ابو عبدالله الصادق (علیه السلام):
كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام. (جمال الاسبوع: 173. )

امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مادرم فاطمه (سلام الله علیها) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى
پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏».

در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» 

درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه ‏اى است كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه‏ اى مى‏توان از بركاتش بهره‏ مند شد. 

امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مى‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مى‏كرد.»




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 16:25 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 16:8 توسط ..::زیبا و زهرا::..

بنام خدا

باران عشـق»

توصیه های خدای سبحان به پیامبر(ص) توصيه خداي سبحان به پيامبر(ص) اذيت و آزار كافران مكه بر وجود مقدس پيامبر اسلام(ص) زياد بود به ويژه آنكه از جهت رواني كه پيامبر(ص) سابقه امانت‌داري و راستگويي بين مردم مكه داشت اما اكنون كه به مقام نبوت رسيد كافران قريش و ساير قبايل او را به دروغ، سحر، فريب و... اتهام مي‌زدند و اين عذاب روحي و رواني بر پيامبر(ص) دردناك‌تر از عذاب و آزار جسمي بود.

 خداي بزرگ به رسولش مي‌فرمايد: بر آنچه كافران مكه مي‌گويند صبر كن و قبل از طلوع و غروب خورشيد خدا را تسبيح گوي و در لحظات شب و طرف‌هاي روز نيز خدا را تسبيح گوي كه مراد، اقامه نمازهاي پنجگانه، صبح قبل از طلوع خورشيد و ظهر به هنگام طرف اول نصف روز و نماز عصر قبل از غروب خورشيد و نماز مغرب اولين لحظه شب و نماز عشا لحظه وسط شب و اقامه نماز شب لحظه نيمه شب است و با اقامه نماز، انسان با خدايش سخن مي‌گويد و خود را در محضر خدا مي‌بيند و ....

خداوند اثر اقامه نمازها در اوقات عبادت را اين‌گونه مي‌فرمايد: باشد كه تو از آن همه غم و غصه نجات يابي و خشنود شوي. بهره دنيا و رسالت پيامبر(ص) متاع‌هاي دنيا از قصرها و زمين‌ها و نقدينگي‌هاي فراوان بي‌ترديد بهره‌هاي فراواني مي‌رساند و كافران قريش از اين مظاهر دنيا بسيار برخوردار بودند و در مقابل چشمان پيامبر(ص) با تظاهر به تفاخر مي‌پرداختند و خداوند در جلوه دادن تمعتات دنيوي كافران خطاب به رسولش فرمود چشمانت را به سوي آنچه كه ما به گروه‌هايي از كافران بهره داده‌ايم باز و خيره نكن كه اينها زينت و شكوفه زندگي دنياست تا ما آنها را به آن چيز بيازماييم چرا كه بهره‌هاي دنيوي تمام شدني و پايان يافتني است و انسان در پايان عمرش با حسرت از آنها جدا مي‌شود و...

 خداوند مي‌فرمايد: رزق و روزي پروردگارت بهتر و پايدار است. عزت و بي‌نيازي كه از سوي پروردگار باشد هرگز اضمحلال و پاياني ندارد پس تو اي رسول؛ خانواده‌ات را به نماز و بردباري بر نماز امر كن ما از تو درباره رزق و روزي دادن به خودت و خانواده‌ات پرسش نمي‌كنيم بلكه تو به رسالت و پارسايي خودت بپرداز و ما به تو و خانواده‌ات روزي مي‌دهيم و عاقبت با عزت، براي پارسايي است. بهانه‌گيري كافران در نشانه‌خواهي كافران قريش به يكديگر گفتند چرا پيامبر(ص) از جانب پروردگارش نشانه‌اي نمي‌آورد؟! در حالي كه اين پرسش و ادعاي كافران بي‌جهت بود زيرا پيامبر كتاب الهي قرآن را آورده بود كه در آن دلايل روشن از كتاب‌هاي آسماني پيشين بود و خداوند مي‌فرمايد آيا نيامد ايشان را دلايل روشن، آنچه در كتاب‌هاي نخستين بود اگر همانا آنها را به عذابي قبل از بعثت رسول(ص) هلاك مي‌كرديم، مي‌گفتند پروردگار ما چرا به سوي ما رسولي نفرستادي تا نشانه‌هاي تو را قبل از اين‌كه ذليل شويم و رسوا گرديم پيروي كنيم؟ اي پيامبر به كافران بگو همه (مسلمانان و كافران) منتظرند پس انتظار بكشيد و به زودي خواهيد دانست چه كساني از اصحاب طريق مستقيم هستند و چه كساني هدايت يافته‌اند؟

بي‌ترديد روز قيامت در اختيار و قدرت خداي بزرگ است و كافران و مخالفان با اراده خداي بزرگ به جهنم مي‌روند و آنچه كه خداي بزرگ در دنيا از آخرت خبر داده بود برايشان ثابت خواهد شد. ثواب خواندن سوره طه سوره طه با يكصد و چهل آيه كه در مكه بر وجود مقدس پيامبر(ص) نازل شد بنا به روايت ابي‌بن كعب از حضرت پيامبر(ص) هر كسي اين سوره را بخواند حق تعالي ثواب مهاجر و انصار را در قيامت به او عطا مي‌فرمايد و اسحاق بن عمار از امام صادق(ع) روايت كردند كه قرائت سوره طه را ترك نكنيد چرا كه خداي بزرگ هر كسي راكه اين سوره را بخواند دوست مي‌دارد و هر كس بر قرائت سوره طه مداومت كند حق تعالي در روز قيامت نامه اعمال او را به دست راست او عطا كند و چنان به او پاداش كرامت فرمايد كه با آن خشنود گردد.



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:5 توسط ..::زیبا و زهرا::..

خدايا !مرا قلبي متواضع عطا كن كه در سرما و گرما ، تحسين و

نكوهش ،

در لذت و درد ، در بيماري و تندرستي ،و در خوشبختي و فلاكت ،

شاد باقي بماند.

در قلب كوچك من آتش عظيم عشقت را بيفروز. بگذار

شوقم به سيماي زيبايت هر روز فزوني گيرد.

مرا ياري كن تا همه چيز را به آغوش پرمهر تو بسپارم.

خدايا !خانه قلب من كوچك است آن را چنان فراخ كن كه پذيراي تو

باشد.

خانه قلبم ويرانه است‌ ، آن را مرمت كن تا در خور تو شود.

خانه قلبم آلوده است آن را پاك و مطهر گردان.

عميق ترين آرزوي من زماني برآورده مي شود

كه تو هميشه و هميشه در سراي قلبم ساكن شوي

و من هر روزم را در حضور پر نور تو سپري كنم



لينك ثابت نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 20:39 توسط ..::زیبا و زهرا::..

                          بنام خدا

                                                                 

              

                 از سروده های مقام معظم رهبری

 

      دلم قرار نمي گيرد از فغان بي تو                                

                                            سپند وار زكف داده ام عنان بي تو

ز تلخ كامي دوران نشد دلم فارغ                               

                                             زجام عشق لبي تر نكرد جان بي تو

نسيم صبح نمي آورد ترانه ي شوق                             

                                              سر بهار ندارند بلبلان بي تو

لب از حكايت شبهاي تار مي بندم                     

                                             اگرامان دهدم چشم خونفشان  بي تو

چو شمع كشته ندارم شراره اي به زبان          

                                              نمي زند سخنم آتشي به جان  بي تو

ز بي دلي و خموشي چو نقش تصويرم                 

                                              نمي گشايدم از بي خودي زبان بي تو

عقيق سرد به زير زبان تشنه نهم                          

                                               چو يادم آيد از آن شكرين دهان بي تو

گزارش غم دل را مگر كنم چو امين                    

                                                جدا از خلق به محراب جمكران بي تو

 

 یا علی

كودكي

از خدا پرسید خوشبختی را کجا میتوان یافت

خدا گفت ان را در خواسته هایت جستجو کن

و از من بخواه تا به تو بدهم  با خود فکر کرد و فکر کرد

گفت اگر خانه ای بزرگ داشتم بی گمان خوشبخت بودم  

خداوند به او داد

گفت اگر پول فراوان داشتم یقینا خوشبخت ترین مردم بودم

خداوند به او داد

اگر ..... اگر ....... و اگر........

اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود

از خدا پرسید حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم  

خداوند گفت باز هم بخواه

گفت چه بخواهم هر انچه را که هست دارم

گفت بخواه که دوست بداری

بخواه که دیگران را کمک کنی

بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی

و او دوست داشت و کمک کرد

و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می نشیند

و نگاه های سرشار از سپاس به او لذت می بخشد  

رو به آسمان کرد و گفت خدایا خوشبختی اینجاست

در نگاه و لبخند دیگران


 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 7:29 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 

سلام

سلام به همگی

خیلی  دلمون برای وبمون 

 تنگ شده بود

دلمون برای همه ی دوستای

خوبمون یه ذره شد

باور کنید فرصت نشد

این تابستون هم که اونقدر کلاس

 وباشگاه و ... و... که یه وقت دیدیم

تابستون تموم شد ودوباره مدرسه ها باز شدو...

حرف های زیادی برای گفتن دارم...

الآن فقط اینو بگم که من و  زیباجونم و

مامان هنرمندم و

بابای زحمتکشم

همه خوب خوبیم

فقط اینکه وقتی برای آپ کردن وبلاگ نداشتیم

 

فعلا" آپیم تا بعد و خدا میدونه چی میشه...

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 23:4 توسط ..::زیبا و زهرا::..

دل من در هوس روی تو ای مونس جان

      خاک راهيست که در دست نسيم افتادست

سلام به همه...

دوستای مهربون حالتون خوبه...

با درس وامتحانات چه می کنید.

امیدوارم که همه تون حسابی تلاش کنید و به نتیجه برسید...

می دونید چرا عکس مسجدالنبی رو گذاشتم...

دیروز به اتفاق فامیل پدربزرگ ومادربزرگ عزیزم  رو بدرقه کردیم... 

آخه پدربزرگ ومادربزرگ عزیزم با پروازساعت ۲ بعدازظهر فرودگاه

دشت ناز ساری به سفر حج عمره رفتند.

از خیلی قبلها قرار بود من وبابا ومامان وزهراجونم هم همراه اونا بریم که متاسفانه نشد...

البته اونا تنها نیستند ...

چند نفری از فامیلهای بابا همراه اونا رفتند حج...

 دیشب ساعت ۱۱ زنگ زدیم ...اونا تو هتل انوارالزهرا کنار مسجدالنبی سکونت دارن.

ماباهم کلی صحبت کردیم.هر دو طرفمون با شنیدن صدای همدیگه خیلی خوشحال شدیم.

به امید خدا ۱۴ خرداد اونا برمی گردن وما براشون یه ولیمه ی درست وحسابی میدیم.

البته همه ی کارا به عهده ی مامان وبابای منه...

اونا این چند وقته همه ش دنبال کارای بابابزرگ ومامان بزرگ بودن ...حسابی هم خسته شدن...

خداکنه که قسمت همه ی آرزومندان بشه وقسمت بابا ومامان من هم بشه...

برای همه دوستان خوبم آرزوی سعادت وخوشبختی می کنم مخصوصا"

 آرالیکای گل و فروغ جانم ومیگل وگلچه ی عزیز...که چند وقتیه ازشون خبری ندارم...

من فردا امتحان علوم دارم که هماهنگ کشوریه ...خدا به دادمون برسه

خدانگهدارتون باشه

 

 



لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 8:10 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 7:53 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 

 

سلام:

 

من زهرا هستم.الآن که دارم اینجا تایپ میکنم تمام حروف الفبا را یاد

 

گرفتم.دیروز یعنی چهارشنبه درس مبارزه با ظلم و بدی را

 

خواندیم(حرف ظ).

 

این درس درباره ی حضرت محمد (ص) است.

 

چون یواش می نویسم زیبا جانم خسته شد میگوید بسه.

 

مامان وبابا و عزیز خیلی خوشحال شدند.

 

مامان میگه تو جدی جدی باسواد شدی.

 

الآن هوای شهر ما خیلی قشنگه ...

 

فردا بابا می خواهد ما را به گردش و تفریح ببرد.هر دو جایی که

 

می خواهیم برویم در شهری که دایی جون بزرگه زندگی میکند هستش.

 

شاید فردا به محمد امین گل پسر دایی قشنگم سری بزنیم.

 

نمايش تصوير در وضيعت عادي

 

شهر آنها  جاهای قشنگی دارد.مامان وعزیز هی می خندن.

 

راستی به شما گفتم من امسال عینکی شدم ...

 

خیلی هم به من می آید.

 

عزیز (زیبا) میگه امروز نهار چی خوردیم را هم بنویس

 

،مامان میگه نه! خواهرت شوخی میکنه.

 

                                  ((نماز جماعت))   

 

 

 

پریروز غروب من ومامان وعزیز به مسجد

 

محله ما رفتیم...

 

من هم همراه مامان وزیبا جانم و

 

بقیه ی خانمها نماز جماعت خواندم.

 

بعداز نماز هم کلی دعا خواندیم...

 

البته وسط نماز که همه جا ساکت بود

 

یکدفعه گوشی مامان زنگ خورد.

 

آخه مامانی یادش رفت گوشی را خاموش کند...

 

کلی هم خجالت کشید آخه بعد از نماز خانمها چپ چپ به

 

 مامانی نگاه میکردن.وقتی اومدیم بیرون من و عزیز زدیم زیر خنده.

 

مامان هم یه اخمی کرد و ماهم ساکت شدیم.

 

    

 

می خواهم آخرین شعر از کتاب بخوانیم را بنویسم:

 

                                          ((دعا))

 

بااین دو دست کوچکم             دست می برم پیش خدا

 

با دل پاک و روشنم                  دعا کنم،      دعا     دعا

 

آهای خدا  خدا  خدا                   بشنو  دعاهای   مرا

 

دعا  برای  مادرم                       دعا  به  شادی  بابا

 

به خانه ها صفا بده                   به جان ما وفا بده

                                                                         ((پروین دولت آبادی))

و چند تا عکس عروسکها ی خرسی:
 

 

 

همه ی شما رو به خدای مهربون میسپرم

 

موفق باشید. (( زهرا ))

 



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 20:45 توسط ..::زیبا و زهرا::..

من از این تصویر خوشم اومد شما چطور؟

 

و عکس یه نی نی ناز:

 



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 21:50 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 سلام   این پیشیها رو برای  زهرا جون گذاشتم

cat01

cat02

cat03

و چند تا کلمه وترکیب ها ی تازه برای دوستان خوبم می گذارم:

آنتن كلاس : دانش آموزي كه خبر رسان است.

قاشق چايخوري : كسي كه خود شيريني مي كند.

جيم فنگ : فرار از مدرسه و فعاليت گروهي.

نمره توي آفسايد: نمره ده به پايين.

مامانم اين ها : بچه هاي لوس و بي خاصيت.

آينده سوزان : كسي كه فقط بخاطر رفع تكليف به مدرسه مي آيد.

ورزشِ چشم : نگاه كردن روي ورقه ديگران به هنگام امتحان.

al-shia

و حالا کلاس آشپزی:


  مواد لازم:
al-shia ميوه به (مقدار دلخواه)
آب (يك ليوان)

روش تهيه:
براي تهيه لواشك، كافي است كه هر ميوهاي را كه دوست داري (مثلاً سيب) را در ظرفي بريزي و با حدود يك ليوان آب وحرارت كم بجوشاني. وقتي ميوهها پخته شد، بگذار كمي خنك بشود. بعد پوست و هسته ي آن را بيرون بياور (براي اين كارميتواني از صافي استفاده كني) حاله روي يك سيني را با نايلون بپوشان و ميوهي پخته را روي نايلون بريز. سيني را در برابر نور مستقيم آفتاب قرار بده، پس از چند روز، وقتي لواشك خشك شد، ميتواني آن را از نايلون جدا و نوش جان كني .
                       

 

ویه واقعیت عجیب:

 ۵۰۴= 42×12
504 = 24×21

756 = 63× 12
756 = 36×21

1008 = 84×12
1008 = 48×21



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 10:45 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 

 

 

 

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 2:18 توسط ..::زیبا و زهرا::..

 
 
سلام گر م ما رو بپذيريد، بهترين خواهر هاي دنيا زيبا و زهرا به شما
 
خوش آمد ميگن :
 
 
 

هيچ باراني نمي بارد،مگر صفا دهد.


هيچ گلي جوانه نمي زند،مگر هديه شود.


هيچ خاطره اي زنده نمي ماند،مگر شيرين باشد.


هیچ لبخندي نيست،مگر شادي بياورد. هيچ بهاري نمي آيد،مگر

 

سال ديگري در پيش باشد.


پس بگذار باران شوق بر زندگي ات ببارد،تا روحت را صفا دهد.


گل هاي عشق در دلت جوانه زنند،تا آن را به ديگران هديه کني.


خاطرا تت قشنگ باشد تا همواره به يادشان بياوري. لبخند بر

 

لبانت نقش ببندد تا شادي را بيفشانی


و بهار بيايد تا بداني باز هم فرصت بودن هست.......

 

 

 
 
عكس متحرك زيبا تقديم به همه ي دوستانمون:
 
 
 
 
يه عكس جالب هم از يه بچه ...ببينيد :
 
 
جالبن نه ... من كه از اين عكسا خوشم اومد شما چطور؟؟ 
 
 
 
 
 

نمی دانم اگر بگویم

"دلم قصه می خواهد"

چه می کنی!

شاید پوزخندی بزنی

شاید سری تکان بدهی

حتی شاید نشنوی!

دلم می خواهد برایت بگویم

"یک قصه کوتاه

فقط یکی

برای خواب امشب"

وتو

بی دریغ شوی

ومن

کودک...

میان بازوهای تو پنهان شوم

و نگاه خسته ونگرانم را بدوزم به دهانت

تو بگویی

"یکی بود . یکی نبود"

ومن

به لولوها که می رسی

چشمهایم را محکم ببندم

تو بی شک خواهی خندید

و خواهی گفت

"من از لولوهای قصه قوی ترم"

جواب نخواهم داد...

اگر نگاهم کنی

خوابیده ام...

دلم قصه می خواهد

فقط یکی

برای خواب امشب...

 

 

اين هم يه عكس از آب بازي بچه ها تو حموم:

 

hspace=0

 
 
 
 
برا همه تون دعا مي كنم: